تبلیغات
فرهنگی و اجتماعی از شهراملش و منطقه اشکورات

فرهنگی و اجتماعی از شهراملش و منطقه اشکورات

ADS
نویسنده : عباس سلیمی سه شنبه 18 اسفند 1394, 01:45 ب.ظ

این مطلب به پاس یاد بود 17 اسفند روز درگذشت کاشف السلطنه پدر صنعت چای ایران و تمام زحماتی

 که برای رونق چای در ایران کشیدند.

آقا محمدخان قاجار قوانلو کاشف‌السلطنه و مشهور به چایکار متولد ۱۲۴۴، تربت حیدریه - درگذشت ۱۳۰۷ کتل ملو، فارس، دیپلمات، اصلاحگر، نویسنده، مشروطه خواه  دوره قاجار و پهلوی بود. او نخستین کسی است که کشت چای را در ایران رواج داد و به همین دلیل "پدر چای ایران" خوانده می‌شود.

او فرزند ارشد اسدالله میرزا نایب‌الایاله بود و در اول فروردین ۱۲۴۴ش، مطابق با ۲۱ شوال ۱۲۸۲ ق در  تربت حیدریه به دنیا آمد. مادرش جهان آرا خانم ملقب به عزیزالسلطنه، نخستین فرزند  قهرمان میرزا پسر عباس میرزا نایب‌السلطنه بود. اسدالله میرزا بعد از ۱۶ سال به خاطر قیام پدرش، سیف الملوک، و دستگیری و زندانی شدن او، مظنون واقع گردید و پس از انتقال به تهران در خانه‌ای در ارک، که در جوار گلخانه کاخ گلستان بود زندگی می‌کرد تا آن که درگذشت. از همین زمان محمد میرزا را به معلم سرخانه سپردند تا ادبیات فارسی و عربی  را بیاموزد

بقیه متن را در ادامه مطلب ببینید

پس از اتمام دروس سرخانه، آقا محمدخان وارد دارالفنون شد و به فراگرفتن زبان فرانسه و علوم متعارف آن زمان پرداخت

در شانزده سالگی، وی به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و دو سال به منشیگری میرزانصراله خان خان مشی الدوله ، وزیر خارجه وقت، مشغول بود. بعد از دو سال منشیگری محمد میرزا با سمت دبیر دومی در سال ۱۲۹۸ق /۱۱۶۰ش/۱۸۸۱م عازم پاریس شد. او فرصت را مغتنم شمرد و دردانشگاه سوربن فرانسه در رشته حقوق به تحصیل پرداخت. پس از اخذ پایان نامه لیسانس  یک سال نیز در رشته حقوق اداری درس خواند و در سال پنجم اقامت خود در پاریس به رتبه نایب اولی سفارت ارتقا یافت. در سفر سوم ناصر الدین شاه به سال ۱۳۰۶ ق، وی به عنوان  مترجم دکتر فوریه که تازه استخدام شده بود، برگزیده شد و پس از هشت سال اقامت و تحصیل و مأموریت، به ایران بازگشت.

پس از مراجعت، به دستور ناصرالدین شاه و به همراه ناصرالملک، شش ماه مشغول ترجمه و وضع قوانین اساسی و تکالیف دولتی شد. در سال ۱۳۱۱ق، محمدمیرزا از سوی مؤیدالدوله پسر حسام السلطنه حاکم خراسان ، در تربت حیدریه نایب‌الایاله شد. در همین دوران، وی با مخالفان ناصرالدین شاه که خواهان حکومت پارلمانی بودند، هم‌صدا می‌شود و به نشر افکار آزادیخواهی و شبنامه نویسی می‌پردازد که سبب برافروخته شدن خشم ناصرالدین شاه می‌شود و حکم دستگیریش را صادر می‌کند، اما مؤیدالدوله پیش از هر اقدامی محمد میرزا را وادار به فرار می‌کند. ابتدا، وی از تربت حیدریه به ملک خود در نیشابورمی‌رود و در آنجا پنهان می‌شود، اما قوای نظامی دولتی نیشابور را محاصره می‌کنند و طی زد و خوردی، چند نفر از اهالی آنجا کشته می‌شوند. از این رو، محمد میرزا با شتاب بار سفر می‌بندد و به روسیه فرار می‌کند و از آنجا به دیار  عثمانی می‌رود. وی در اسلامبول تجارتخانه فرش و عتیقه دایر می‌کند و با ایرانیان مقیم عثمانی و مخالفان حکومت استبدادی آشنا می‌شود. شاه در دیار عثمانی نیز تعقیب محمد میرزا را ادامه داد واز دولت عثمانی استرداد او را تقاضا کرد. به همین جهت کاشف‌السلطنه دوباره راهی پاریس شد و تا قتل ناصرالدین شاه در آنجا ماند.

در پی مرگ ناصرالدین شاه، میرزا محسن خان مشیرالدوله، وزیر وقت امور خارجه محمدمیرزا را به عنوان سرکنسول در هند منصوب کرد. کاشف السلطنه بر سر راه خود به بمبئی، چندین ماه را در بغداد و بوشهر سپری کرد، و در آنجا گزارش‌های متعددی در خصوص وضعیت ایالات جنوبی ارسال کرد. در این گزارش‌ها، او شرحی از غوغای بختیاری‌های خوزستان، شورش شیخ محمد لنگه، و درگیر بودن بریتانیا در ناآرامی منطقه‌ای ارائه کرد. او از عملیات نامؤثر دولت‌های منطقه‌ای و گمرک انتقاد کرد. او به دولت هشدار داد که قدرت‌های بزرگ- خصوصاً روسیه و بریتانیا- بر سر اعمال نفوذ و ایجاد پیروان محلی در این مناطق در حال رقابتند. او به دولت مرکزی اصرار کرد «شمار اندکی کشتی جنگی» در خلیج فارس نگه دارد، پاسگاه‌های نظامی دائمی بسازد، و برای پایان دادن به شورش‌های مرزی و پیش گیری از وقایع مشابه در آینده نیروی تقویتی گسیل کند. کاشف السلطنه برای نفوذ دادن مؤثر دیوانسالاری حکومتی قاجاری در سرحدات جنوبی مجموعه پیشنهادهایی داشت. از جمله در دست گرفتن مجدد اداره گمرک به دست ایرانیان (که در آن زمان در دست مأمورین بانک سلطنتی بریتانیایی ایران بود)، مالیات گیری از تجارت در «محرکات» (محصول مخیلات)، تأسیس عدالتخانه‌های مدرن در هر شهر و بندر، ایجاد شهرداری‌های مدرن و اعمال حقوق ملی بر آبهای امتدادیابنده از خط ساحلی. این گزارش‌ها به همراه شماری از نوشته‌های ارسالی از هند در بایگانی خانواده کاشف السلطنه باقی مانده‌اند و اخیراً توسط ثریا کاظمی- نوه کاشف السطلنه- در کتابش چاپ شده‌اند.

در سال ۱۳۱۳ق /۱۲۷۴ش/۱۸۹۵م، حاج محمد میرزا در حالی که سی سال داشت با خانم گوهر گرانمایه ازدواج کرد و به دستور میرزا محسن خان مشیر الدوله به سمت ژنرال کنسولی ایران در هند مأمور شد. چون در آن سال مرض طاعون در هندوستان شیوع یافته بود، مدتی در کربلا توقف کرد و با معلم به آموختن زبان  انگلیسی پرداخت. پس از مدتی اقامت در بمبئی ، به محل تابستانی هیئت‌های نمایندگی سیاسی واقع در منطقه سیملا در دامنه هیمالیارفت و همان‌جا درباره کشت چای به مطالعه پرداخت. سپس به نواحی چای‌خیز هند سفر کرد و ضمن مشاهده کشت و صنعت چای، دوره تحصیلی آن را نیز به پایان برد و به اخذ گواهینامه نائل آمد. در حالی او به این توفیقات دست می‌یافت که صنعت چای انحصاری بود و آموختن آن به مردم دیگر کشورهای شرقی مجاز نبود. از این رو، وی ناگزیر هویت خویش را پنهان می‌ساخت و به عنوان تاجر فرانسوی در مؤسسه انگلیسی‌ها به تحصیل می‌پرداخت. وی در مزرعه‌ای کشت چای را نیز تجربه کرد. کاشف‌السلطنه هم‌چنین گونه‌ای از کاج را از هیمالیا به ایران آورده و کاشت آن را رواج داد که امروزه در ایران به نام کاج کاشفی شناخته می‌شود

علاقه به چای هند

کاشف السلطنه در اواخر ۱۸۹۸ وارد بمبئی شد و تقریباً از همان ابتدا درگیر مشغول اطلاعات در خصوص کشت چای در هند شد. او در نوشته‌هایش برای ایران، به اظهارات کتبی و شفاهی مظفرالدین شاه، استناد می‌کند که بر اهمیت وارد کردن راه و چاه کشت چای به کشور تأکید می‌کرد. به نظر می‌رسد دولت قاجار پیروی نمونه‌های انگلستان و روسیه در آغاز کردن کشت بومی چای در آن زمان بود. علاقه به چای، بخشی از تلاش بزرگتر دولت مرکزی (و تجار) برای کاستن از میزان کل ارزش واردات از هند بود. دلیل این کسری پیوستهٔ پولی در تجارت با آن کشور بود. با توجه به ارزش تخمینی واردات چای از هند به مبلغ حدوداً یک میلیون تومان در سال، نزدیک به ۸۳ درصد کل چای مصرفی در ایران از هند می‌آمد، دولت تولید داخلی چای را هم پاسخگوی نیاز در حال رشد داخلی و هم کاستن از تجارت وارداتی از هند می‌دانست. علاوه بر این، چای می‌توانست همچون دیگر محصولات بهادار (چون افیون، ابریشم و تنباکو) که برای توازن تجارت با کشورهای همسابه بسیار مهم بودند عمل کند. کاشف السلطنه تخمین زد که کشت داخلی چای نه تنها کشور را در مدت ده تا دوازنده سال می‌توانست خودکفا کند، بلکه یک محصول بهادار برای واردات کساد اقتصاد ایران می‌توانست به همراه بیاورد.

حاج محمدمیرزا قبل از مراجعت به ایران، مقداری تخم چای را به همراه چهار هزار گلدان چای، قهوه ، تخم کنف ، دارچین ، فلفل ، میخک ، هل ، انبه ، گنه گنه  ، کافور ، ریشه زرچوبه ، زنجبیل و غیره تهیه کرد و در سال ۱۲۸۵ شمسی با مشکلات بسیار آنها را به ایران آورد.

مخالفت و عدم همکاری مردم گیلان او را از این کار بازنداشت و موفقیت‌های نخستین، او را به کوشش بیشتری واداشت و کشت، چیدن و خشک کردن چای را به مردم آن سامان آموزش داد.

در سال ۱۳۲۰ق /۱۲۸۱ش/۱۹۰۲م، کاشف السلطنه به روسیه رفت و دو متخصص روس را استخدام کرد و به ایران آورد، ولی کارشکنی ماموران دولتی که دست آموز انگلیسیان بودند، مانع از پیشرفت مطلوب وی می‌شد.

                                                   

پایان زندگی و شایعات

کاشف‌السطنه با وسایل و ماشین‌آلات چای و همراهان از بمبئی با کشتی به مقصد بوشهر

حرکت کرد و در آخرین روزهای اسفند ۱۳۰۷ش به ایران رسید. گقته شد خودروی حامل او به دره سقوط کرد و کشته شد.

درمورد مرگ او گفته می‌شود او اتومبیلی از کمپانی زیگلر با راننده عرب و اتومبیل دیگری برای همراهان اجاره کرد و ساعت ۱۱ صبح از بوشهر به سمت شیراز به راه افتادند. در اتومبیل اول کاشف‌السلطنه در صندلی جلو، و پرتیوا - مأمور انگلیسی – و یک  ژاندارم پشت سر راننده نشستند، در اتومبیل دوم چهار نفر متخصص چینی سوار شدند، هشت صندوق لوازم شخصی کاشف‌السلطنه نیز در آن بود. در گردنه ملو که بین دالکی و کنار تخته بود، اتومبیل به دره پرت شد. کاشف و ژاندارم در همان لحظه کشته شدند اما راننده و پرتیوا با زخم مختصر در شیراز معالجه سرپایی شدند و به اتفاق رئیس کمپانی زیگلر از آنجا رفتند. بعد از آن اثری از این راننده که شاهد معتبری در این حادثه بود، یافت نشد.

ابهامات در مورد کشته شدن کاشف‌السلطنه و شایعات اینکه نفر عقب او، پرتیوا، با گلوله او را کشته‌است و بعد اتومبیل را پرت کرده‌اند، به قوت خود باقی است. از قول برخی شاهدان عینی گقته شده به هنگام دفن جنازه وی، اثر یک گلوله را در شقیقه او دیده‌اند.

بنا بر وصیتش او را بر تپه‌های چای در  لاهیجان به خاک سپردند که در همان مکان آرامگاهی به پا شد  آرامگاه کاشف السلطنه که اکنون موزه تاریخ چای ایران است. كاشف‌السلطنه روی تپه‌ای از چای كه توسط وی در سال 1307 شمسی خریداری شده بود به خاک سپرده شده است.وصیت کرده بود بر قبرش سنگی از مرمر سیاه بگذارند، بی سقف و حفاظ و در میان بوته‌های چای. ابتدا چنین کردند اما بعدها از دو درصد درآمد چای مقبره‌ای اختصاصی برای او ساختند

برچسب ها : موزه چای ایران , کاشف السلطنه , پدر چای ایران , مقبره کاشف السلطنه , محمد میرزا چایکار , باغ چای , زندگی نامه کاشف السلطنه ,



» جدیدترین اخبار سیاسی ، اقتصادی ، حوادث ، علمی و ورزشی ( چهارشنبه 6 تیر 1397 )
» اذان ماندگار و ملکوتی موذن زاده اردبیلی ( چهارشنبه 2 خرداد 1397 )
» تبریک عید نوروز 97 ( دوشنبه 28 اسفند 1396 )
» سیده زهرا خانم حسینی ( جمعه 20 بهمن 1396 )
» پوشش های گیاهی در استان گیلان ( سه شنبه 13 تیر 1396 )
» تنوع حیوانات استان گیلان ( یکشنبه 11 تیر 1396 )
» رودخانه شلمانرود ( شنبه 10 تیر 1396 )
» غار درفک ( جمعه 9 تیر 1396 )
» کوههای مرتفع استان گیلان ( پنجشنبه 8 تیر 1396 )
» اهمیّت و آداب ماه رمضان ( دوشنبه 8 خرداد 1396 )
» تعداد آرای شرکت کنندگان در انتخابات شورای شهر املش و رانکوه - به تفکیک ( دوشنبه 1 خرداد 1396 )
» کلیپ ویدیویی برای روز مادر از لقمان حسین زاده ( یکشنبه 29 اسفند 1395 )
» تبریک عید نوروز 1396 ( پنجشنبه 26 اسفند 1395 )
» امکانات و اخبار گوناگون وبلاگ ( سه شنبه 24 اسفند 1395 )
» آداب و اعمال روز اربعین امام حسین ( ع ) ( شنبه 29 آبان 1395 )
» فلسفه پیاده روی اربعین ( پنجشنبه 27 آبان 1395 )
» اربعین ( دوشنبه 24 آبان 1395 )
» زیارت عاشورا ( دوشنبه 24 آبان 1395 )
» مداحی مخصوص ماشین 95 ( دوشنبه 19 مهر 1395 )
» زیارت ناحیه مقدسه ( یکشنبه 18 مهر 1395 )
» زیارتنامه حضرت اباالفضل العباس ( شنبه 17 مهر 1395 )
» گلچین مداحی شور 95 ( چهارشنبه 14 مهر 1395 )
» طرح درس ریاضی اول ابتدایی ( یکشنبه 10 مرداد 1395 )
» شهر رانکوه ( جمعه 25 تیر 1395 )
» شنگ ( سه شنبه 4 خرداد 1395 )
موضوعات

صفحات

لینکستان

لینکدونی

نویسندگان

» عباس سلیمی (108)

آمار بازدید


کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :